ميرزا حسن حسينى فسايى

245

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

بود . چون خبر كشتن امير منكوبرس به امير بوزابه رسيد ، تمامت اسيران را بكشت و قصد مملكت فارس نمود و بعد از ورود به فارس لواى اقتدار در فارس و خوزستان برافراشت « 1 » . در سال 533 : قراسنقر « 2 » والى آذربايجان به قصد خونخواهى پسر خود كه در سال قبل به دست امير بوزابه كشته شده [ بود ] قاصد فارس گرديد و سلطان مسعود برادر خود سلجوق شاه را حكمران مملكت فارس و خوزستان فرموده با اتابك قراسنقر روانه فارس شدند ، چون امير بوزابه مقاومت را در خود نديد ، در قلعه سفيد شولستان متحصن گرديد و اتابك قراسنقر شهرهاى فارس را گشته ، مردمش را آرام داد و تمامت را تسليم سلجوقشاه نموده ، خود به آذربايجان عود فرمود و بعد از رفتن اتابك قراسنقر از فارس ، امير بوزابه از قلعه سفيد به زير آمده بر سلجوقشاه يورش آورده ، او را اسير كرده در قلعه سفيد محبوسش داشت « 3 » . و در سال 540 : امير بوزابه لشكرى از فارس و خوزستان برداشت و سلطان محمد پسر سلطان محمود سلجوقى را دست‌آويز نموده ، اصفهان و كاشان را در تحت تصرف درآورد و سلطان مسعود از بغداد قصد جنگ امير بوزابه نمود و به جانب عراق عجم شتافت و بعد از نزديكى دو لشكر به توسط جماعتى خيرانديش كارها را به صلاح گذرانيدند و هر كسى از پى كار خود برفت . « 4 » و در سال 542 : امير بوزابه ، با لشكر فارس و خوزستان به قصد تملك بلاد از شيراز حركت كرده ، اصفهان را بعد از محاصره در تصرف آورد و لشكرى به جانب همدان فرستاد و خود به قصد سلطان مسعود روانه گشت و در عراق عجم نزديك به يكديگر شدند و سلطان مسعود طالب مصالحه گرديد و امير بوزابه راضى نگشته « 5 » جنگ درانداخت و جانب سلطان را بشكست و در بين ، تيرى به امير بوزابه رسيده از اسب افتاد ، امير بوزابه را اسير كرده خدمت سلطان مسعود بردند ، فرمان به قتلش فرمود . در كتاب تاريخ وصاف مرقوم است كه ملكشاه پسر سلطان محمود سلجوقى ، امير بوزابه را بكشت و يكسال حكمرانى مملكت فارس به ملكشاه قرار گرفت « 6 » . و در سال 543 : سنقر بن مودود سلغرى بر ملكشاه خروج كرده ، كوكب طالعش به ذروهء شرف رسيد و مملكت شيراز را مصفى داشت . در كتاب روضة الصفا نوشته است « 7 » : سلغر ، اميرى از تراكمه است كه در اوائل استيلاى سلجوقيان از تركستان به ايران آمده ، مشغول خدمتگزارى « 8 » سلجوقيان گرديد و فرزندان سلغر به نواحى فارس و كوه‌كيلويه و خوزستان ، خيام اقامت را افراشتند و مودود بن سنقر سلغرى دم از

--> ( 1 ) . ر ك : شيرازنامه ، ص 66 و 67 و 68 . ( 2 ) . در متن : ( فراسنقر ) ر ك : تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 185 ، 195 ، 196 ، 197 تا 226 . ( 3 ) . كامل ، ج 8 ، ص 365 . ( 4 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 10 . ( 5 ) . ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 16 . ( 6 ) . تحرير تاريخ وصاف ، ص 86 . و ر ك : كامل ، ج 9 ، ص 16 . و ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 606 . و تاريخ دولت آل سلجوق ، ص 262 . ( 7 ) . روضة الصفا ، ج 4 ، ص 606 . ( 8 ) . در متن : ( خدمتگذارى ) .